پادکست فارسی

اپیزود ششم – گربه

By ۸ شهریور, ۱۳۹۸ No Comments
اپیزود ششم - گربه

حیوونا و اشیا هم تو ساخت فرهنگ شهری نقش دارن. این روزا گربه‌ها نقش پررنگ‌تری تو تهران بازی می‌کنن! موسیقی: «رنگ و رنگ» از بلک کتس و موسیقی فیلم «دایی من» به کارگردانی ژاک تاتی

پشت صحنه

این اپیزود پشت صحنه‌ای ندارد.

متن اپیزود

اپیزود ششم – گربه

صبح خیلی زود از خونه زدم بیرون و راه افتادم به سمت محل کارم. هوا گرگ و میش بود. حدود ساعت پنج و نیم صبح. سربالایی یکی از خیابون‌های منتهی به خیابون انقلاب رو داشتم می‌رفتم بالا که صحنه‌ای از دور نظرم رو جلب کرد. کسی رو دیدم که مدام دولا و راست می‌شد. انگار روی زمین دنبال چیزی می‌گشت. از این‌ور خیابون می‌رفت اون‌ور. دوباره بر می‌گشت. خم می‌شد و چیزی روی زمین می‌ذاشت و از روی زمین بر می‌داشت. نزدیک‌تر که شدم با یه صحنه‌ی عجیب و غریب مواجه شدم. شاید بیشتر از سی تا گربه عرض خیابون رو اشغال کرده بودن. هرجا نگاه می‌کردی یه گربه بود. رنگ و وارنگ. کوچیک و بزرگ. جلوی هر دو سه تاشون یه ظرف بود و حسابی مشغول خوردن بودن. کسی که دیده بودم زنی بود میانسال که شاید چند کیلو چیزی شبیه گوشت یا مرغ چرخ‌کرده رو توی پلاستیکی کنار پیاده‌رو گذاشته بود و داشت به گربه‌های محله سرویس می‌داد. طوری که انگار داره به بچه‌هاش رسیدگی می‌کنه مثل پروانه دورشون می‌چرخید تا یه وقت کم و کسری‌ای نباشه. زن میانسالی بود با یه مانتو مشکی بلند و یه روسری سفید که محکم بسته بود. به نظر می رسید یکی از ساکنان همون کوچههای اطراف باشه. بعدها هم وقتی اون ساعت گذرم به اون خیابون می افتاد این صحنه رو بارها دیدم. انگار رسیدگی به اون گربه‌ها کار هر روزه‌اش بود.

این روزها گربهها به بخشی از زندگی روزمره‌ی شهری تبدیل شدند. فقط کافیه به دور و برتون نگاه کنید، یا نه حتی لازم هم نیست توجه کنید، وقتی توی افکار خودتون دارید پیاده‌روی می‌کنید، بازم اونا رو میبینید: بالای دیوار خونه‌ها، توی باغچه‌ها و جوب‌های کنار خیابون، دور و بر سطل‌های آشغال، روی ماشین‌های پارک شده، جلوی مغازه‌هایی مثل قصابی‌ها و رستوران‌ها و خیلی جاهای دیگه. چند سالیه که گربه‌های تهرانی تعدادشون زیاد شده و علاقه‌ی مردم شهر هم به اونا بیشتر. راستش هنوز دقیقاً نمی دونیم چرا انقدر تعداد گربهها تو سطح شهر زیاد شده. دلایل مختلفی به ذهنم آدم میرسه. یه سری می‌گن، گربه‌ها از وقتی بیشتر شدن که موش‌ها در پایتخت بیشتر شدن. اونا حتی معتقدند که این یه پروژه دولتی بوده. یه سری هم می‌گن، دلیل اینکه گربه‌ها تو تهران تعدادشون زیاد شده اینه که مردم بیشتر از قبل به اونا رسیدگی می‌کنن و انقدر این توجه زیاد شده و غذا واسه گربه‌ها زیاده که دیگه میلی برای گرفتن موش ندارن. از طرفی دیگه از خصومتهای قبلی با گربهها خبری نیست و احترام به حیوانات هم کمکم به یه فرهنگ غالب تبدیل شده. از غذا دادن به گربهها بگیرین تا سرپرستی اونا که یه گذری تو شبکههای اجتماعی نشون میده چقدر زیاد شده و گربه‌ها هم تو این فضای احترام به حیوانات که مدتیه فراگیر شده به یه آرامش و نوایی رسیدن تو شهر. این روزها کمتر گربه ای رو می بینم که بازیچه‌ی یه مشت بچه تخس بشن، چیزی که تو نسل ما کم اتفاق نمیافتاد. بر اساس یه آماری که سال ۹۵ تو رسانه‌ها منتشر شد، تعداد گربه‌های پایتخت به ٣٢٠‌ هزار رسیده و حتی گفته می‌شه تعداد گربه‌های تهران از جمعیت ۶٨کشور جهان بیشتره. البه تو این سه سال بازم به نظر می‌رسه تعدادشون حتی بیشتر هم شده.

این آرامش و خوشی گربه‌ها فقط هم در مورد گربه‌های خیابونی یا ولگرد صادق نیست و چند سالیه ما شاهد موجی از علاقه به نگهداری از گربه توی خونه هستیم. یعنی گربه‌ی خونگی یا همون پت. البته حضور این گربه‌ها رو خیلی نمی‌شه لمس کرد خب چون توی خونه نگهداری می‌شن و خیلی بیرون آفتابی نمی‌شن. ولی از چند روش می‌شه به رشد فرهنگ نگهداری از گربه‌‌های خونگی توی تهران پی برد. یکی رشد قارچ‌گونه‌ی مغازه‌های محصولات جانبی حیوانات خانگی یا همون پت شاپ‌هان. جالبه بدونین که علاوه بر این مغازه‌ها کلی پت شاپ آنلاین وجود داره روی اینترنت که علاقه‌‌مندان به گربه‌داری می‌تونن چیزایی که لازم دارن رو آنلاین تهیه کنن. حتا اپلیکیشن تخصصی حیوانات خانگی هم وجود داره. از لوازم جانبی حیوانات خانگی می‌شه به چیزایی مثل لوازم آرایشی بهداشتی، اسباب بازی و سرگرمی، باکس مخصوص حمل و جای خواب و تشک، ظرف آب و غذا، قلاده و بند قلاده و مکمل‌های دارویی اشاره کرد. لوازم آرایشی بهداشتی گربه‌ها چیزایی مثل اسپری ضد خارش یا ضد التهاب، اسپری ضد گره، انواع برس، ظرف خاک، پرزگیر، پودر خوشبوکننده، شامپوی مخصوص، دستمال مرطوب، لوسیون گوش، مسواک، ناخن‌گیر، محفظه‌ی کیسه جمع‌آوری فضولات و خاک گربه هستن. از اسباببازی‌ها و سرگرمی برای گربه‌ها هم اگه بخوایم مثالی بزنیم می‌تونیم به یه سری عروسک کاموایی با طرح‌های مختلف یا مثلاً موش کاموایی کش‌دار یا توپ بازی یا چیزای دیگه‌ای که گربه‌ها باهاش سرگرم می‌شن مثلاً طوطی زنگوله‌دار اشاره کنیم.

یه چیز دیگه‌ای که توی این مغازه‌ها زیاد شنیده می‌شه و روی سایت پت شاپ‌های اینترنتی هم هست یه چیزیه به اسم تشویقی. توی یکی از این سایتا در مورد تشویقی نوشته: «تشویقی گربه یا اسنک، به خوراکی‌هایی گفته می‌شه که برای گربهها خیلی خوش خوراکن ولی غذای اصلی‌شون به حساب نمیان.» بعد هم در ادامه توضیحاتی می‌ده سایت در مورد این که خرید تشویقی برای گربه ضروریه یا این که تشویقی دادن به گربه چه فایده‌هایی داره یا مثلاً این که چقدر از تشویقی گربه استفاده کنیم و چه تشویقی‌هایی بهترن. کلی اطلاعات هم در مورد مسائلی مثل آموزش دادن به گربه، رسوندن ویتامین به بدن گربه، دادن دارو و قرص، مشکلات گربه‌ها مثل مشکلات اضافه وزن یا مسائل مربوط به مشکلات گوارشی، کبدی، دندانی، مجاری ادراری و کلیوی و خلاصه کلی چیزای دیگه روی این سایت‌ها هست یا وقتی پات رو توی یه پت شاپ بذاری می‌شنوی. یه چیز دیگه هم که باید بهش توجه کنیم اینه که اکثر قریب به اتفاق این محصولات برندهای خارجی‌اند و خب چون وارداتی‌اند قیمت بالایی هم دارند. مثلاً برای خرید غذای خشک گربه‌ی بالغ فعال (یعنی فعالیتش بالا باشه) از برند رویال کَنین که برند معروفیه توی این زمینه دویست و شصت هزار تومن باید هزینه کنید. یا مثلاً برس گربه فِرپلاست که اون هم معروفه حدود ۷۰ هزار تومن قیمت داره.

یکی دیگه از راه‌هایی که می‌تونیم افزایش اقبال به نگهداری از حیوونای خونگی مثل سگ و گربه رو متوجه بشیم آمار واردات غذای حیوونای خونگیه. طبق آمار منتشر شده واردات غذای حیوونای خونگی تو فروردین سال ۹۸ نسبت به سال قبل ۵ برابر شده. نکته‌ی جالب دیگه اینه که این غذاها و وسایل وارداتی سگ و گربه تا همین دو سه ماه پیش با ارز ۴۲۰۰ تومنی وارد کشور می‌شدن یعنی مثل کالاهای اساسی. این وسط افزایش تعداد کلینیک‌های حیوانات خونگی و دامپزشکیه رو نباید دست کم گرفت و البته افزایش تعداد رجوع به این‌ها. سایت بیمارستان دامپزشکی تهران که خودش رو اولین بیمارستان حیوانات خانگی ایران معرفی می‌کنه و خدمات شبانه‌روزی هم داره نوشته که تا امروز بیش از ۴۶ هزار مشتری داشته و به بیش از ۶۷ هزار حیوون خدمات درمانی ارائه کرده. که این خدمات بیش از ۱۱۴ هزار مورد بوده‌اند. این کلینیک‌ها بخش‌های مختلفی دارن که خیلی شبیه کلینیک‌های انسان‌هاست: مثلاً بخش داخلی، بخش جراحی، بخش دندان‌پزشکی، بخش رادیولوژی، بخش سونوگرافی و ام‌آرآی، بخش آندوسکوپی، بخش آزمایشگاه، بخش پانسون و بستری و بخش آرایشگاه و شست‌وشو. معمولاً خودشون هم فروشگاه دارن. این مرکز آمبولانس هم داره ضمناً که برای انتقال فوری حیوانات به بیمارستان استفاده می‌شه. توی بخش اخبار این سایت که نگاه می‌کردم به مقاله‌ای برخوردم با این عنوان که «آیا عقیم کردن گربه‌ها اخلاقی است؟». کاری به محتوای این مقاله که البته یه مصاحبه است با یکی از دامپزشک‌های همون کلینیک نداریم ولی خب تولید چنین محتواهایی می‌تونه نشون دهنده‌ی دغدغه‌ی جامعه نسبت به حیوانات و به تبع گربه‌ها باشه که داریم در موردشون صحبت کنیم.

بالای صفحه‌ی یکی از این کلینیک‌های خونگی نوشته: «ما همواره بهترین دوست برای وفادارترین دوست شما خواهیم بود!» یا مثلاٌ توی همون اپلیکیشنی که ازش حرف زدیم نوشته: «ما دوست خوب بهترین دوستت هستیم.» که خب به حیوون خونگی شما اشاره داره. محتواهای مرتبط زیادی هم در مورد حیوونای خونگی روی سایت‌های فروشگاه‌های مجازی می‌شه پیدا کرد. مقالاتی که با خوندنشون می‌شه به این پی برد که جامعه‌ی تهرانی و خب توی یه اشل بزرگتر جامعه‌ی ایرانی و طبقه‌ی خاصی که نگهداری از گربه رو به عنوان یه کالا به مصرف می‌رسونن چه فرهنگی دارن و یا چه فرهنگی باید داشته باشن. مثلاً یه سری مقاله توی این سایت‌ها هست که تمام تلاشش رو می‌کنه به مشتری‌هاش بگه که گربه‌ها می‌تونن صاحبشون رو بشناسن. چهره‌شون، صداشون و بوشون رو می‌تونن تشخیص بدن. بعضی از این سایت‌ها یه بخش عکاسی هم دارن که خب یه کاسبی دیگه است. توی این بخش به مشتری سرویس عکاسی از پت‌هاشون ارائه می‌شه. حتا مقالاتی نوشته شده در توضیح این که چرا باید شما پت‌هاتون عکس بگیرید. این مقالات شما رو متقاعد می‌کنه که سر کیسه رو شل‌تر کنین و بعد از کلی هزینه‌ای که برای نگهداری از پت‌هاتون متحمل شدید حالا هزینه‌ی آتلیه‌ هم اضافه می‌شه.

یکی دیگه از جاهایی که می‌شه این موج علاقه به نگهداری از گربه‌های خونگی رو دید شبکه‌های اجتماعیه. با جست‌وجوی هشتگ #سرپرستی یا #حمایتازحیوانات یا #گربه، به تعداد زیادی از پیام‌ها توی فضای مجازی بر می‌خوریم با این محتوا که فلان گربه (البته این در مورد سگ هم هست) نیاز به مراقبت داره و اگر کسی حاضره بیاد این کار رو بکنه. معمولاً عکس گربه‌ رو هم می‌ذارن و توضیحاتی هم در موردش می‌دن مثلاً این که عقیم شده، از اول خونگی بوده یا خیابونی بوده یا نیاز به واکسن داره و خلاصه از این جور توضیحات و اطلاعات. نکته‌ی جالب دیگه اینه که معمولاً توی این پیام‌ها که بیشتر هم روی توییتر پیدا می‌شه این گربه‌ها رو بچه خطاب می‌کنن یا پیشی خلاصه کلماتی که دل رو به رحم میاره یه جورایی. مثلاً یکی از پیاما اینه: «دوستان این پسرقشنگ خیلی فوری واگذار میشه، لوس و خونگیه. یه پارچه آقااااست. سرپرستی که گرفته بودش بنظرسرپرست مناسبی نمیاد. چون خونگیه نمی‌شه رهاش کرد. کاری کنید این بچه امون یه پدر/مادرمهربون پیدا کنه وگرنه ممکنه آواره بشه.» خلاصه از این جور پیام‌ها توی فضای مجازی زیاده که خب نشون دهنده‌ی یه جور دغدغه‌ی جدید بین این طبقه از جامعه است.

گربه توی خرده‌فرهنگ سلبریتی‌های وطنی هم رخنه کرده. اخیراً گربه‌ی بزرگمهر حسین‌پور، کاریکاتوریست معروف ایرانی مرد و این قضیه سروصدای زیادی کرد و حاشیه‌های زیادی هم به وجود اورد. بزرگمهر حسین‌پور بعد از اعلام خبر مرگ گربه‌ی خونگیش، توی صفحه‌ی اینستاگرامش یه پست گذاشت که بخشیش اینه: « زود رفتی از پیشمون. پسرم… بابا جونم… قشنگ‌ترین دنیا رو برامون ساختی… زیباترین لحظه‌ها رو برامون خلق کردی… تو همیشه تو بغلمی… تا آخر عمرم تنها کسی‌ام که مثل همیشه تو بغلم می‌مونی…» از همدردی بعضی از سلبریتی‌ها با بزرگمهر و البته این که عده‌ای این پست رو به سخره گرفتن که بگذریم، می‌تونیم از این ماجرا و داستان‌های مشابه اون اهمیت پیدا کردن نگهداری از گربه و ایجاد شدن رابطه‌ی عاطفی عمیق این حیوون خونگی با انسان‌ها رو بفهمیم.

این موج گربه‌دوستی که ازش حرف زدیم بیشتر مربوط به نگهداری حیوونای خونگی یا همون پت‌هاست البته که خب به مصرف طبقه‌ی متوسط و مرفه می‌رسه چرا که هزینه‌های نگهداری از یه حیوون خونگی در حدیه که طبقات فرودست و کمتربرخوردار نمی‌تونن از پسش بربیان. چرا که کاملاً مشخصه که باتوجه به هزینه‌های مربوط به نگهداری یه گربه‌ی خونگی قاعدتاً نگهداری از گربه باید به مصرف طبقه‌ی مرفه و بخشی از طبقه‌ی متوسط برسه که بتونن با هزینه‌هاش کنار بیان. اما قضیه به این‌جا ختم نمی‌شه. همه‌ی این‌ها نشان از این داره که گربه‌ها حسابی راه خودشون رو به فرهنگ‌ ما، قلب‌های ما و زندگی روزمره‌ی ما باز کرده‌اند و وقتی از ما حرف می‌زنیم یعنی همه‌ی جامعه. حداقل می‌شه گفت که توجه به گربه‌ها نزد مردم شهر تهران بیشتر و بیشتر شده. اگر از کسانی که فوبیای گربه یا گربه‌ترسی دارن یا کسانی که تحت تأثیر عناصر فرهنگی قوی‌تری مثل خرافات یا چیزای دیگه هستن و از گربه‌ها دوری می‌کنن بگذریم، می‌شه گفت که این روزها به یمن برخورد مردم گربه‌های شهر تهران روزگار بدی ندارن. در مورد گرایش طبقات مرفه و متوسط به گربه‌داری صحبت کردیم. در مورد علاقه‌ی طبقات فرودست‌ به گربه‌های خیابونی می‌شه این رو گفت که بیشتر این علاقه از جنس یه نوع کسب سرمایه است. البته نه سرمایه‌ی مادی بلکه یه نوع سرمایه‌ی نمادین. یعنی {بعضی از گروه های} این طبقات که خودشون رو توی رقابت اقتصادی با طبقات بالاتر جامعه بازنده به حساب میارن سعی می‌کنن حداقل توی چنین چیزهایی خودشون رو با اون طبقات همنوا و همراه کنن. توی شهر تهران بارها دیده می‌شه که کسانی که اصلاً اوضاع اقتصادی مناسبی ندارن سعی می‌کنن به گربه‌های خیابونی برسن یا از ته‌مونده‌ی غذاشون بهشون بدن تا حداقل از نظر ذهنی و سمبلیک هم که شده از اون‌ها عقب نمونن. برای نمونه بر اساس مشاهدات شخصی یه خرده که به دور و اطرافمون دقت کنیم، زیاد می بینیم کسانی رو که از طبقات پایین جامعه هم هستند از نظر اقتصادی ولی به گربه‌های خیابونی رسیدگی می‌کنن. نمونه‌اش همون خانمی که اول اپیزود گفتیم. صبح به اون زودی اون هم هرروز این خانم که وضع مالی آن‌چنانی‌ای هم نداره سی تا گربه رو غذا می‌ده. یا مثلاً کارگرایی رو می بنیم که از ته‌مونده‌ی غذاشون مثلاً ساندویچشون رو برای گربه‌ها می‌ندازن و خلاصه سعی می‌کنن با این جریان حیوان‌دوستی همراه بشن. این موج گربه‌دوستی و احترام به حیوانات به جایی رسیده که اگر کسی به این جریان پشت کنه تو اقلیت قرار می‌گیره. مخالفت با جریان احترام به حیوانات خیلی راحت می‌تونه شما رو توی اقلیت قرار بده.

جالب اینجاست که حتی گربهها و البته حیوونای دیگه با حضور خودشون یه جورایی دارن حتی نگاه آدمهای شهر رو نسبت به باورهای دینی و بعضاً خرافات و ترس هم تغییر میدن. در مورد گربه جالبه که بدونین، این موجود ارج و قرب تاریخی خاصی در اسلام داشته. بنا به روایتی، پیامبر اسلام یه بار سحر که برای نماز صبح می‌خواسته به مسجد بره، گربهای به اسم معزه که تو خونه‌ی پیامبر زندگی میکرده، روی یکی از آستینهای عباش خوابیده بوده. میگن پیامبر گربه رو بیدار نکرد در عوض آستین رو جدا کرد و بقیه‌ی عبا رو برداشت تا گربه به خوابش ادامه بده. می گن مسلمونا گربه رو یه جور حیوون خونگی میدونستن و بهش علاقه داشتن.

جالبه که رد گربه رو می شه تو تاریخ سیاسی ایران هم پیدا کرد. لابد اسم ببری خان رو شنیدین؟ ببرین خانه گربه معروف ناصرالدین شاه بوده. جناب ناصرالدین شاه در طول زندگیش ۸۵ زن داشت و یک «ببری خان». ظاهرا ببری خان سوگلی شاه بود و شاه انقدر دوستش داشت که تو نظرش ببر می اومده. می گن یه بار ناصرالدین شاه سخت بیمار بوده و این گربه هم تازه زایمان کرده بود و مشغول جا به جایی بچه‌هایش بوده . خلاصه که گربه در حالی که یکی از بچه هاش رو به دندون داشته از کنار بستر شاه رد می شه و کسی که کسی وارد اتاق می شه و در رو می بندد. راه خروجی گربه که بسته می شود سرگردان و بلاتکلیف یک دور؛ دور بستر می زنه و پایین پای شاه میسته . زبیده خانم، صاحب گربه از راه چاپلوسی و خودشیرینی این رویداد را نشانه بهبودی شاه می گیره و بهش مژده بریده شدن تب را می ده. از قضا فردا صبح تب شاه فرو می شنیه و گربه می‌شه محبوب درگاه. نکته جالب اینکه انقدر این گربه ارج و قرب داشته که وقتی درباریان و کسان دیگه مورد غضب شاه قرار می‌گرفتن به ببری خان متوسل می‌شدن. گفته می‌شه که درباریان و زنان حرم اگه خواسته‌ای داشتن اونو روی کاغذی می‌نوشتن و به گردن ببری خان می آویختن. شاه هر وقت عریضه را به گردن ببری می‌دید باز می کرد و می خوند و حاجت شاکی را برآورده می کرد و اگر کسی خلعت و انعامی می‌خواست فورا می داد.

البته درسته که این موج گربه‌دوستی چند سالیه به وجود اومده توی شهر ولی خب باید به این نکته هم اشاره کنیم که حیوان‌آزاری هم توی جامعه‌ی ایرانی و خب به تبع هم توی تهران کم نیست و باید به جای خودش بهش توجه بشه. به نظر می‌رسه همه‌ی این آزار و اذیت‌ها رو هم نباید به علل روان‌شناختی تقلیل داد و گفت اینا یه مشت دیوونه‌اند که این کارها رو می‌کنن. چند ماه پیش یه ویدئویی تو شبکه های اجتماعی دست به دست می شد که یه گروه که هوادار حقوق حیوانات بودند تصمیم گرفته بودن برای حیوونات نذری بپزن. به نظر می رسد که این گفتمان کم کم داره جای خود را بیشتر باز می کنه و بعید نیست اگه این جنس نذری ها بیشتر و بیشتر بشه.

گاهی گربهها میتونن، محلی بشن برای انتقام طبقاتی. یه نمونه‌اش داستانیه که توی قرن هجدهم پاریس اتفاق میفته. این قضیه رو روبرت دارنتون تاریخ‌نگار آمریکایی نقل می‌کنه. قضیه از این قرار بود که تو اواخر دهه‌ی ۱۷۳۰، یه عده از کارگرای یه چاپ‌خونه تصمیم گرفتند به خاطر ظلم‌هایی که کارفرماشون بهشون می‌کرده دست به اعتراض بزنن. این کارگرا شرایط خیلی سختی داشتن. توی شرایط بدی کار می‌کردن. از شرایط محیطی افتضاح. سرما و گرما و خلاصه خیلی بد بوده شرایط کاریشون. رفتار بدی هم باهاشون می‌شده. کتک هم می‌خوردن از کارفرماشون. بهشون هم از ته‌مونده‌ی غذای گربه‌هاشون می‌دادن. حالا این کارگرا چجوری دست به اعتراض و انتقام از کارفرمای ظالمشون زدن؟ این کارفرما و زنش کلی گربه داشتن و حسابی بهشون می‌رسیدن و خیلی هم دوستشون داشتن. برای چند شب یکی از کارگرا می‌ره بالای اتاق کارفرما و زنش و شروع می‌کنه به صدای گربه دراوردن. خلاصه چند شب نمی‌ذاره اینا بخوابن و کارفرما که حسابی کلافه شده بوده به کارگرا می‌گه این گربه‌ها رو بیارید بکشید. کارگرام از خدا خواسته این گربه‌ها رو جمع می‌کنن و دونه دونه‌شون رو به قصد کشت می‌زنن و بعدش هم دارشون می‌زنن. دارنتون از این اتفاق به عنوان اولین اعتراض کارگری یاد می‌کنه.

تو کشور خودمون هم گربهها می تونن به موضوع مورد مناقشه‌ی طیفهای اجتماعی تبدیل بشن. خیلیها که اعتقادی به احترام به حیوانات به‌خصوص گربه‌ها ندارن و با این جریانی که ازش حرف زدیم همراه نمی‌شن، از اینکه میبینن گروههایی هستن توی جامعه که حیوانات بخشی از زندگیشونه و اساساً زندگیشون رو با اونا هماهنگ می‌کنن، سعی می‌کنن اونا رو به سخره بگیرن. نمونه‌اش همین اتفاقی که برای بزرگمهر حسین‌پور افتاد و شبکه‌ی افق تو یه برنامه اسم این هنرمند رو آوردن و سوگواریش برای مرگ گربه‌اش رو به سخره گرفتن حتا همدردی سلبریتی‌های دیگه رو هم مسخره کردن.

حتماً تا الان متوجه شدید که ما با خود گربه‌ها زیاد کاری نداشتیم توی این اپیزود. یعنی نگاهمون زیست‌شناختی یا جانورشناختی یا چیزایی شبیه به اینا نبود. ما دنبال تاثیری بودیم که گربه‌ها روی فرهنگ مردم تهران گذاشتن و می‌ذارن. چیزی که می‌خوایم بگیم اینه که موج گربه‌دوستی توی چند سال اخیر تو جامعه‌ی ایرانی و تو راسش توی تهران رشد پیدا کرده اول توی طبقه‌ی مرفه و متوسط و به دنبالش هم توی طبقه‌ی فرودست یا کمتربرخوردار. حیوانات، گیاهان و اشیاه می‌تونن توی ساختن فرهنگ شهری ما نقش مهمی رو بازی کنن. بر همین اساس هم باید به اون‌ها توجه کرد و ما توی این اپیزود سعی کردیم هرچند مختصر و مفید به نقش گربه‌ توی ساخت فرهنگ شهری تهران توجه بدیم.

این ششمین اپیزود از پادکست فلانور بود. فلانور رو من، مهدی نوریان به همراه دوستم محمود حبیبی تولید می‌کنیم. اگر ما رو دنبال کرده باشید حتماً متوجه شد‌ید که اپیزود پنجم ما با عنوان هارلی‌سوارا که اتفاقاً خیلی هم خوب داشت شنیده می‌شد بعد از یک روز از روی همه‌ی پادگیرها پاک شد. در مورد علت پاک کردن اون اپیزود که خیلیا هم پرسیدن باید بگم که توش حرفایی زده شده بود که خیلی به مذاق یکی از گروه‌های موتورسواری خوش نیامده بود و خب ما رو به جایی رسوندن که مجبور شدیم علیرغم میل باطنی‌مون پاکش کنیم. این توضیح رو بهم به خاطر احترامی که برای شنوندگان فلانور قائل هستیم فکر کردم که باید بدیم و بازم ازتون عذرخواهی کنیم. این رو هم بگم که کمر راست کردن بعد از این اتفاق و دوباره شروع کردن به ساخت پادکست هم برامون خیلی سخت بود و بعد از یه ریکاوری روحی روانی چند روزه دوباره مشغول شدیم. به خاطر زحمتی هم که برای اون اپیزود کشیده شده بود و این که مشخص باشه چنین اپیزودی تهیه شد و منتشر شد و حتا یک روز هم روی پادگیرها بود و بعد پاک شد ما شماره‌ی اون اپیزود رو نگه داشتیم و اپیزود گربه اپیزود ششم شد. خب بگذریم. اگر از فلانور خوشتون اومده ما رو به دیگران هم معرفی کنید. به سایتمون هم سر بزنید تا مطالب تکمیلی هر اپیزود رو ببینید. ممنون که ما رو شنیدید.

موقعیت

این اپیزود موقعیتی ندارد.

نظر دهید