وبلاگ

چطور حامیان غول و مجریان کول، پادکست فارسی را قورت می‌دهند: نقد همایش فریلند

By ۱۴ شهریور, ۱۳۹۸ No Comments
فریلند

پیش‌نمایش


چندی است که با وسیع‌تر شدن دایره‌ی مخاطبان پادکست فارسی و البته رشد آن چه به لحاظ کمی و چه کیفی، مسائل مربوط به آن نیز بیش‌تر شنیده می‌شود. هرچند عدد مشخصی برای تعداد پادکست‌های فارسی وجود ندارد اما طبق یکی از فهرست‌های موجود روی توییتر که براساس حساب کاربری توییتر پادکست‌ها ساخته شده، این تعداد تقریباً به ۳۰۰ مورد می‌رسد که نسبت به سال گذشته رشد بسیار قابل‌توجهی داشته است [۱]. هرچند که اقبال هرچه بیش‌تر از پیش به پادکست فارسی، چه از طرف شنوندگان و چه سازندگان می‌تواند اتفاقی فرخنده تلقی شود، طبیعتاً این نگرانی را نیز در میان ایشان، به‌ویژه جامعه‌ی پادکست‌ساز ایجاد می‌کند که آیا این کودک نوپا موفق می‌شود که تاتی‌تاتی‌کنان و هتره‌هتره‌خوران موانع پیش روی خود را برداشته و در مسیری درست قرار بگیرد؟ در این جستار سعی می‌کنم به عنوان عضو کوچکی از جامعه‌ی پادکست‌ساز به قدر وسع به یکی از جدی‌ترین خطرات پیش‌روی پادکست فارسی یعنی نئولیبرالیزه شدن آن اشاره کنم. در همین راستا از شما می‌خواهم چند قدمی با من عقب‌تر بیایید تا بتوانیم با حرکت از قاب کلوس-آپ به واید-شات در نمایی بازتر، تصویر کامل‌تری از ماجرا به‌دست آوریم.

پرده‌ی اول – مردان روسری به سر


این نگرانی از جایی شروع شد که رویدادی با اسم «فریلند» تصمیم به برگزاری پنلی تحت عنوان «انقلاب پادکست فارسی» گرفت. تصمیمی که بنا به دلیلی محل بحث‌و‌جدل‌ها، مشاجرات و بعضاً توهین‌هایی شد که بیش‌تر در شبکه‌ی اجتماعی توییتر رخ داد. آن دلیل اما این بود که چرا همه‌ی پنج نفری که برای سخنرانی به این پنل دعوت شده‌اند مرد هستند و چرا برگزارکنندگان هیچ نقشی برای زنان پادکست‌ساز یا فعال در این حوزه در نظر نگرفته‌اند؟ این اعتراض که از طرف یکی از پادکسترهای زن انجام شد واکنش‌های زیادی را در بر داشت [۲]. از توجیه و بهانه‌گیری برگزارکنندگان گرفته تا توهین و مسدود کردن حساب‌های کاربری منتقدان، عذرخواهی و در نهایت هم وعده‌ی مهیا کردن یک پنل برای پادکسترهای زن! ابتدا برگزارکنندگان رویداد گفتند که ما اصلاً با پادکست فارسی آشنا نیستیم و «تازه کاریم» و دلیل انتخابمان هم همین بود [۳]. بعد گفتند که این انتخاب بر اساس شایستگی بوده و خب وقتی پادکست شایسته‌ای که مجری زن دارد یافت نمی‌شود طبیعی است که پنل خالی از زنان باشد [۴]. توهین یکی از مجریان یکی از پنل‌ها آتش را شعله‌ورتر کرد. او در توهینی آشکار گفت که ممکن است مجبور شوم خودم روسری سر کنم که حداقل آدم‌ها به دیدن زن‌ها در پنل عادت کنند [۵]. دیگر مجری برنامه که اتفاقاً قرار است مجری این پنل هم باشد با به سخره گرفتن این جریان اعتراضی گفت که دست‌کم با حضور من دیگر جمع کاملاً مردانه نیست! [۶]. با بالاگرفتن بحث و هدف قرار داده شدن این رویداد و ترس از دست رفتن مخاطبان و صدمه دیدن سرمایه (که همان‌طور که در ادامه خواهم گفت همه‌چیزِ این‌هاست) برگزارکنندگان رویه‌ی عذرخواهی را پیش گرفتند. همان مجری در همین راستا گفت که اگر پادکستر زن در پنل نباشد بهتر است اصلاً شرکت نکرد و پنل، پنل نمی‌شود [۷]. بعد قرار شد که برگزارکنندگان با عده‌ای از پادکسترهای زن بنشینند و مذاکره کنند و بعضی از آن‌ها را نیز به این رویداد راه دهند [۸]. این اتفاق هم افتاد. یعنی با تغییری که برگزارکنندگان در پنل دادند، سه پادکستر را به آن اضافه کردند و در قالب «گپ‌وگفت چالیش در پنل ویژه»، دو عنوان هم برای آن انتخاب کردند: «انقلاب پادکست فارسی: فریلنسینگ محتوا» و «پادکست ایرانی: صدای جدید دنیای ما.»


در مورد نقد این اتفاق، جستاری خواندم با عنوان «انقلاب در پادکست فارسی: دو صندلی بیشتر برای زنان» که به نظرم تحلیل خیلی خوبی البته از منظری صرفاً فمینیستی (که به نظرم کافی نیست) به دست می‌دهد [۹]. اما من می‌خواهم از منظر دیگری به این ماجرا بپردازم.

پرده‌ی دوم – فریلند و فریلنسینگ


برگزارکنندگان رویداد «فریلند» آن را «همایش اصول فریلنسینگ» نامیده‌اند [۱۰]. یعنی قرار است در این همایش دو روزه به شما اصول فریلنسینگ را یاد بدهند. شما باید برای ورود به این همایش نفری ۲۰۰,۰۰۰ تومان پرداخت کنید. تا الان که ۱۵ روز تا شروع این همایش باقیست بیش از ۷۰۰ نفر در این همایش ثبت‌نام کرده‌اند. براساس اطلاعات برنامه‌های این همایش که روی سایت «فریلند» موجود است، زمان مفید سخنرانی‌ها و نشست‌ها در دو روز حدوداً یازده ساعت است. یعنی برای هر ساعت نشستن در این همایش تقریباً باید ۱۸ هزار تومان هزینه کنید. از طرفی این همایش در منطقه‌ی آزاد انزلی برگزار می‌شود و به تبع هزینه‌ی ایاب و ذهاب، اقامت و غذا را هم به مبلغ ورودیه اضافه کنید. خود سایت هم پیشنهاداتی برای شما دارد: رستوران، هتل، مناطق دیدنی و غیره.


گفتیم این همایش قرار است شما را با اصول فریلنسینگ آشنا کند. اصلاً فریلنسینگ چیست و چه اهمیتی دارد؟ فریلنسینگ یا خوداشتغالی، همان‌طور که از اسمش پیداست شرایطی کاری است که در آن فرد برای خودش کار می‌کند و در استخدام هیچ کارفرما یا واسطی نیست و مستقل است. این استقلال در زمینه‌های مختلفی می‌تواند محقق شود. مثلاً ساده‌ترین بروز این استقلال را می‌توان در ساعت کاری و حضور در محل کار دید. یعنی شما می‌توانید هر وقت یا هرجایی که دوست داشتید روی پروژه‌ی مورد نظر، کار کنید، مثلاً صبح، ظهر یا شب یا در خانه، کتابخانه یا حتا کافی‌شاپ. این نوع از استقلال، چیزی است که معمولاً کل فریلنسینگ به آن فروکاهیده می‌شود.

اما یکی از مهمترین ویژگی‌های فریلنسینگ که شرکت‌های به قول خودشان «توان‌مندساز» آن را به عمد نادیده گرفته و برجسته نمی‌کنند، حذف این نوع استخدام و حذف آن واسط است. یک طراح لباس که صفر تا صد کار را خودش انجام می‌دهد، مهارت را کسب کرده، سلیقه را به کار می‌بندد، خرید می‌کند، می‌دوزد و کار را به مشتری تحویل می‌دهد، چرا باید دست‌کم بخشی از دستمزد خود را به کسی که بعضاً هیچ چیز از آن کار هم نمی‌داند و دغدغه‌اش را هم ندارد بدهد؟


یکی دیگر از مهمترین امکاناتی که فریلنسینگ فراهم می‌آورد و اتفاقاً این یکی را نیز «توان‌مندسازان»، نامرئی می‌کنند استقلال فکری برآمده از استقلال مالی‌ای است که با حذف قرارداد دائمی و واسط رخ می‌دهد. وقتی شما در استخدام کارفرمایی هستید، او با پولی که به شما می‌دهد فقط زور بازوی شما یا مهارت شما را به خدمت نمی‌گیرد بلکه استقلال اندیشه‌ی شما را نیز محدود می‌کند. این چیزی است که بیشتر در مورد حوزه‌های پژوهشی، ترجمه، تولید محتوا (مثل تولید پادکست) و مواردی از این دست مشهود است.

پرده‌ی سوم – پونیشا: پویا، نیما و شایان

 

حال این پرسش پیش می‌آید که «فریلند» کجای این داستان قرار دارد؟ «فریلند» همایشی است که سایتی به اسم «پونیشا»آن را برگزار می‌کند. «پونیشا»، روی وب‌سایتش، خود را این‌طور معرفی می‌کند:

ما یک بازار کار آنلاین نیستیم. در واقع ما یک کارخانه‌ی آنلاین هستیم که با فراهم کردن ابزار مناسب برای انسان‌های با انگیزه، کمک می‌کنیم تا جهان به مکان بهتری برای زندگی تبدیل شود. ما باور داریم کارآفرینان، فریلنسرها/کارمندان موفق می ‌توانند دنیای بهتری را برای همه‌ی ما خلق کنند [۱۱].

«پونیشا» چطور این کار را می‌کند؟ فرایند ساده‌ای است. متقاضیان فریلنسینگ و کارفرمایان در این سایت ثبت نام می‌کنند و حق عضویت ۱۰ هزار تومانی را پرداخت می‌کنند. بعد کارفرمایان پروژه تعریف می‌کنند که مبلغ ایجاد پروژه از ۱۵ هزار تومان تا ۳۰ هزار تومان متغیر است. بعد فریلنسرها نسبت به مهارت خود پروژه‌ی مورد نظر را انتخاب می‌کنند و آن را انجام می‌دهند. «پونیشا»، در نقش یک دلال کاسب، ۱۰ درصد از قرارداد را از فریلنسر و ۵ درصد آن را از کارفرما می‌گیرد. برخلاف اسمش، فریلنسر در این فرایند اصلاً «فری» نیست. «پونیشا» ضمناً عضویت‌های متفاوتی هم دارد: عضویت معمولی، برنزی، نقره‌ای و طلایی. برای عضویت طلایی اعضا باید ماهیانه ۱۰۰ هزار تومان پرداخت کنند. «پونیشا» بخشی را هم با عنوان «پونیشا الیت» یا «تیم فوق‌حرفه‌ای» در نظر گرفته که یک نوع سفارشی‌سازی به حساب می‌آید و خب کارفرمایان هزینه‌ی بیشتری را نیز باید برای استفاده از آن بپردازند.

بنا به آمار خود «پونیشا»، تا سال گذشته ۱۸۰ هزار فریلنسر در «پونیشا» ثبت نام کرده بودند که به تبع این عدد امروز رشد داشته است. در مصاحبه‌ای که سال پیش با «نیما نورمحمدی»، مؤسس و صاحب ‌امتیاز «پونیشا»، انجام شده او ارزش کسب‌وکار هفت‌ساله‌ی خود را چیزی بین ۵ تا ۱۰ میلیون دلار می‌داند که با دلار ۱۲ ‌هزار تومانی امروز چیزی معادل ۶۰ تا ۱۲۰ میلیارد تومان است! [۱۲]. مبلغی که با ضرب تعداد متقاضیان فریلنسینگ و کارفرمایان در انواع حق عضویت و درصدی که از قراردادشان کم می‌شود چیز عجیبی نیست.

بله «پونیشا» یک بازار کار آنلاین نیست؛ ای کاش بود! «پونیشا» در واقع یک دلال است. یک واسط. یعنی همان‌چیزی که قرار بود فریلنسینگ حذفش کند و از شرش خلاص شود حالا به شکل دیگری سروکله‌اش پیدا شده: ظاهری فریبنده، پرطمطراق، امروزی، طبقه‌ی متوسطی، رنگ‌ووارنگ، گیک، خوش‌رنگ‌ولعاب و غیره. آن هم در قالب چیزی با عنوان «توان‌مندساز»، و همایش «فریلند» هم یک حربه‌ی تبلیغاتی برای این دلال است. اولاً از خود بلیط‌فروشی و حواشی همایش کلی پول به جیب «پونیشا» سرایز می‌شود. ثانیاً «پونیشا» بیشتر و بیشتر شناخته شده و می‌تواند بیشتر معنای فریلنسینگ را خدشه‌دار کرده و مفهومش را محدود کند. حالا اجازه دهید از این زاویه به برخی عناوین این همایش نگاهی بیندازیم تا معنای آن‌ها را بهتر درک کنیم: «امنیت شغلی»، «همه برنده نیستند!»، «رقابت با انقراض» یا «چگونه از قطار جا نمانیم؟» ضمناً یکی از شعارهای این همایش این است: «واقعیت فریلنسینگ را دریابید.»

پرده‌ی چهارم – نوبت پادکست فارسی است!

 

خب رسیدیم به اصل مطلب یعنی پادکست فارسی. همان‌طور که در پرده‌ی اول گفته شد همایش «فریلند» قرار است در پنلی ویژه به پادکست فارسی بپردازد. بعد از تغییر و تحولاتی که برگزارکنندگان پس از اعتراضات در پنل دادند حالا در این پنل یکی از مجریان کول و چند نفر از پادکسترها به اضافه‌ی دو نفر از کسانی که در حوزه‌ی پلتفورم پادکست فارسی فعالیت دارند قرار است حضور داشته باشند. این یعنی پنج پادکستر مرد، که یکی از آن‌ها خودش از مجریان کول است، سه پادکستر زن و دو نفر از پلتفورم پادکست فارسی که آن‌ها هم قاعدتاً مرد هستند. راستی از مجری کول گفتم اجازه دهید این را هم بگویم که اگر به سایت «فریلند» سر زدید حتماً نگاهی هم به لیست بلندبالای حامیان غول کنید تا سوار شدن حامی غول روی دوش مجری کول را بیشتر درک کنید!

جریان نئولیبرال و سرمایه‌سالار همه‌ی حوزه‌های زندگی را به خدمت می‌گیرد و آن را به ابزاری برای کسب درآمد تبدیل می‌کند. این جریان تمامی جنبه‌های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و فردی جامعه را در می‌نوردد. در این فرایند هیچ ارزشی جز ارزش مبادله باقی نمی‌ماند. همه‌چیز رنگ‌وبوی سود می‌گیرد. این جریان این بار از طریق «پونیشا» و با استفاده از همایش «فریلند» به سراغ پادکست فارسی آمده. برگزاری همایش در منطقه‌ی «آزاد» انزلی و تأکیدهای چندباره‌ی وب‌سایت «پونیشا» در مورد «جهانی شدن» و «بازار آزاد» نیز نشان از همین جریان دارد. این‌ جریان با شعار آزادی فردی عملاً آزادی را سلب می‌کند و آن را فقط برای سرمایه طلب می‌کند. نفوذ این جریان در پادکست فارسی می‌تواند به از دست رفتن استقلال این پدیده بینجامد. خیلی از پادکسترهای فارسی کار خود را با آن‌چه «عشقِ» به این کار می‌خوانند شروع کرده‌اند. این عشق باعث می‌شود محتوایی برآمده از جان آن‌ها تولید شود. اما جریان «مدیریت محتوا» که چندی است در کشور راه افتاده و صرفاً به دنبال کسب درآمد از محتواست و حالا هم جریان ورود «پونیشا» به این حوزه که به نظر من به واقع یک انقلاب را «در» پادکست فارسی رقم می‌زند، باعث می‌شود محتوای پادکست فارسی دیگر مستقل نباشد و به قول یک پادکست‌ساز حالا بعد از پشت سر گذاشتن «بهار پادکست فارسی» به واقع باید از «سوز سرمای زمستان پادکست فارسی» حرف بزنیم [۱۳]. با روی کار آمدن این جریان باید منتظر باشیم (کما این‌که امروز هم می‌شنویم) عده‌ای بگویند برویم پادکست بسازیم چون می‌شود پول خوبی به جیب زد. دور نیست زمانی که شرکت‌های رب گوجه فرنگی، تایر ماشین، غذای حیوانات خانگی، مربای هویج، پادری و «خاویاربادمجان» بیایند و پادکست بسازند [۱۴]. با این روند محتواهای سوپرمارکتی‌ و دوزاری‌ای که پادکست را به مثابه‌ی یک دکان می‌بینند در راهند. جریان حیله‌ی مکارانه‌ی «مدیریت محتوا» و توهم سرزمین آزادِ «فریلند» نیز این روند را تسهیل می‌کنند. یکی از همین دوستان جریان «مدیریت محتوا» در قسمتی از یک پادکست در مورد پرسونال برندینگ یا برندسازی شخصی می‌گفت که من بعضاً برای این که جایگاه خودم را ارتقا دهم میهمان این پنل و آن پنل می‌شوم، اسمش را هم گذاشته بود «گِست-پادکستینگ». ایشان می‌گفت ما کسانی را در همایش‌هایمان دعوت می‌کنیم که بیش از صد میلیون تومان درآمد داشته‌اند: این‌ها «موفق» هستند. این پادکستر می‌گوید مشغول ساخت پادکستی در مورد فشن هستیم و این را یک ترفند راهگشا می‌داند چرا که به یک ترند تبدیل شده و دیده می‌شود و برای پول درآوردن خوب است و به گفته‌ی خودش مثلاً این پتانسیل را پیدا می‌کند که در شوهای تلویزیونی دیده شود [۱۵]. اجازه دهید پرده‌ی آخر را با وام گرفتن از جملات درخشانی از الکسیس دوتوکویل جمع کنم. این جریان نئولیبرال سرمایه‌سالار که بر دوش فن‌سالاران بنا شده:

استبداد تن را به حال خود رها می‏‌گذارد و حمله‌ی خود را متوجه روح یا جان می‏‌سازد. فرمانروا دیگر نمی‏‌گوید: باید همچون من فکر کنی یا بمیری. او می‏‌گوید: آزادی تا همچون من فکر نکنی؛ زندگی، اموال، و همه‏‌چیزت از آن تو باقی خواهد ماند، ولی از امروز به بعد در میان ما فردی بیگانه خواهی بود [۱۶].

پرده‌ی آخر – انقلاب «در» پادکست فارسی!

 

در این نمایش‌ پنج پرده‌ای سعی کردم نشان دهم که چطور حامیان غول و مجریان کول، پادکست فارسی را قورت می‌دهند. توضیح دادم که همایش «فریلند» حربه‌ای تبلیغاتی است که وب‌سایت «پونیشا» از آن استفاده می‌کند تا فریلنسینگ خاص خود را به خرد ملت بدهد. در عنوان جدید برگزارکنندگان پا را فراتر هم گذاشته‌اند و «فریلنسینگ محتوا» را هم در کنار «انقلاب پادکست فارسی» به عنوان پنل افزوده‌اند. گفتم که فریلنسینگ در معنای واقعی کلمه با حذف دلالان و واسطان، آزادی و استقلال را به بار می‌نشاند. دلالانی که معمولاً خودشان نه دغدغه‌‌ی آن حرفه را دارند و نه بعضاً چیزی از آن می‌دانند. نشان دادم که «پونیشا»، باوجود شعار فریلنسینگ، خود یک واسط و دلال کاسب‌کار است که نه تنها فریلنسینگ را رقم نمی‌زند بلکه آن را مخدوش و محدود می‌کند. بر همین اساس نتیجه گرفتم پنل «انقلاب پادکست فارسی» در واقع به معنای انقلابِ پادکست فارسی نیست بلکه انقلابی «در» پادکست فارسی است. انقلابی که همه‌ی معادلات را سودپیوند می‌کند. این انقلاب را همان دلالانی رقم می‌زنند که به اذعان خودشان «چیزی از پادکست فارسی نمی‌دانند.»

حالا روشن می‌شود که زنانه بودن یا مردانه بودن پنل «فریلند» اساساً هیچ اهمیتی برای برگزارکنندگانش ندارد. کما‌ این‌که چند روز بعد از بالا گرفتن اعتراضات به عدم حضور زنان در پنل، برگزارکنندگان به راحتی «سه صندلی» برای زنان اضافه کردند. یعنی با تغییری که آن‌ها در پنل دادند، سه پادکستر را به آن اضافه کرده و در قالب «گپ‌وگفت چالشی در پنل ویژه»، دو عنوان هم برای آن انتخاب کردند: «انقلاب پادکست فارسی: فریلنسینگ محتوا» و «پادکست ایرانی: صدای جدید دنیای ما.» اتفاقاً عده‌ای چقدر هم خوشحال شدند! در صورتی‌که آن‌چه برای برگزارکنندگان اهمیت دارد سود است و بس. آن‌ها نه ضدزن هستد و نه مردسالار، بلکه آن‌ها فن‌سالاران سرمایه‌محور هستند. «پونیشا» از طریق «فریلند» یک چیز را رقم می‌زند: یک الیگارشی سرمایه‌سالار نئولیبرال که روی شانه‌های گیک‌های فن‌سالار سوار شده است؛ حامیان غول روی شانه‌های مجریان کول. در این داستان:

دیگر از کلاه و زنگوله‏‌های دلقک شوخ خبری نیست، و آن‌چه به ما عرضه می‏‌شود دسته‏‌کلیدهای عقل کاپیتالیست است که لذت ناشی از دستیابی به موفقیت را بر پرده نمایش می‌‏دهد [۱۷].

دم در سالن نمایش – پادکسترها متحد شوید!

 

حالا که بیرون از سالن نمایش ایستاده‌ایم و در جمع خود پادکسترهای فارسی هستیم اجازه دهید چیزی را بگویم. پیشنهاد می‌کنم برای حفظ استقلال پادکست فارسی، برای این‌که فریلنسرهای واقعی باشیم نه فریلنسرهای فریلندی، برای این‌که خود را به جریان سرمایه نسپاریم تا متولی ما شوند و برایمان تعیین تکلیف کنند، بیایید متحد شویم و در قالب چیزی مثل سندیکا امور خود را خودمان رتق و فتق کنیم. هر تصمیمی برای آینده‌ی پادکست فارسی باید در دل این جامعه گرفته شود و نباید از طرف صاحبان سرمایه به آن تحمیل شود.

پی‌نوشت. این یادداشت در سه بخش در تاریخ دوازدهم، سیزدهم و چهاردهم شهریور ۹۸ در روزنامه‌ی شرق منتشر شد.

نظر دهید